فرونشست آن زدگان | آینده‌ای نیست و راه نجات در دستان دروغگویان است

فرونشست آن زدگان | آینده‌ای نیست و راه نجات در دستان دروغگویان است
رمان «فرونشست آن‌زدگان»، اثری از سارا رشیدی، شما را به سفری تاریک و پر تأمل در جهانی پسا-آخرالزمانی در ایران دعوت می‌کند. این رمان، تجربه‌ای عمیق از ژانرهای علمی-تخیلی، روانشناختی و بدشهر (Dystopian) است که خواننده را با سوالاتی بنیادین درباره هستی، انتخاب و واقعیت روبرو می‌سازد....   **در این آینده تاریک چه می‌گذرد؟** در جهانی که دیگر «بودن» یا «نبودن» انسان ها معنایی ندارد، شخصیت اصلی داستان، در مواجهه …
ادامه مطلب

دروج غوطه ور | حقایقی به دور از ذهن مرز بین انسانیت حقیقی و ساختگی را نمایان می کند

دروج غوطه ور | حقایقی به دور از ذهن مرز بین انسانیت حقیقی و ساختگی را نمایان می کند
«دروج غوطه‌ور»، اثری از سارا رشیدی، شما را به سفری در اعماق ناشناخته‌ دریا دعوت می‌کند. این کتاب نه تنها یک داستان علمی-تخیلی آینده‌نگر هیجان‌انگیز است، بلکه به کاوشی عمیق در باب معنای انسان بودن می‌پردازد.   **داستان در کجا رخ می‌دهد؟** در اعماق تاریک اقیانوس، در دشتی از کلوخه‌های سیاه که از جریان سرخ و گرم زیر دریایی فوران کرده‌اند. جایی که «کاو» با خاموش کردن موتور شنای افقی‌اش، وارد …
ادامه مطلب

درون خانه حلزون | سفری به اعماق آینده، جرم و چیستی انسانیت

درون خانه حلزون | سفری به اعماق آینده، جرم و چیستی انسانیت
کتاب پیش رو حاصل سال‌ها تفکر، تحقیق و تلاش است؛ کتابی که نه تنها یک داستان، بلکه دریچه‌ای است به سوی آینده‌ای که شاید در کمین نشسته‌ و سوالاتی که همیشه در ذهن ما بوده‌ است را به همراه دارد، آینده ای که در آن حاکمی تند رو از جنس غیر انسان به اصلاح اجباری رفتارهای مخرب و جرم زای انسانی می پردازد.   **«درون خانه حلزون» درباره چیست؟** این …
ادامه مطلب

سارا رشیدی: نویسنده جهان های فانتزی و علمی - تخیلی با الهام از فرهنگ ایرانی

سارا رشیدی: نویسنده جهان های فانتزی و علمی - تخیلی با الهام از فرهنگ ایرانی
سارا رشیدی نویسنده خلاق ایرانی، با تلفیق ریشه های غنی فرهنگ ایران در داستان های علمی - تخیلی و فانتزی، جهان های نوینی را خلق می کند. با آثار او، سفری به جهان های خیال و واقعیت داشته باشید.
ادامه مطلب

چشمان آهو

چشمان آهو
برگ‌های آینه‌وار سپیدار دور خود چرخ می‌زنند. رگه‌هایی از آخرین فریادهای مهر تابستان با هر ریزش برگ‌ها در هوا جابه‌جا می‌شود.  آسفالت بیش‌ازپیش به دریاچه‌ای همانند می‌شود. بی‌صدایی، سم‌های کوچک و ظریف آن در میان‌برگ‌ها هیچ صدایی بروز نمی‌دهد، عنبر سیاه پشت‌پاهایش را با هر قدم به رخ می‌کشد.  نمی‌دانم در این فصل نیز با این غده‌ها دلبری می‌کنند یا نه؟ خزهایش در نور طلایی خورشید گندمگون است، آن رنگ …
ادامه مطلب

نامه‌ای از سوی ترک

نامه‌ای از سوی ترک
نمی‌دانم از کجا شروع کنم، شاید از سکوت‌ها، از آن زمان‌هایی که دلم می‌خواست کنارم باشی اما نبودی. نه برای سفری باهم و یا خریدی گران قیمت... بلکه زمان‌هایی که در آن نگاه، صدا و خنده مرا تا دنیای کودکی دنبال کنی. خیلی وقت‌ها کنارت بودم، احساس تنهایی می‌کردم. خاطره می‌گفتم، لب هایت را جمع می‌کردی، قهقهه‌ها را برای دیگری بیرون می‌ریختی. چیزی از خود نگفتی، گویا بخشی از تو …
ادامه مطلب

سربالایی

سربالایی
... این یکی را نشنیدی، می‌گویی راجب چه صحبت می‌کنم؟ گویا دوست داری خودت را به آن راه بزنی. راجب زنانگی و مردانگی‌هایی حرف می‌زنم که با چرخش دنده‌‍‌های پول چاپ کن، دود می‌شوند و می‌روند هوا. بعضی گمان می‌کنند وقتی این دود را هوا دادند دوباره باز می‌گردد و زمینی می‌شود، اسمش می‌شود؛ مردانگی و زنانگی. چه؟ روشن فکر نیستم. قبلا گفته بودی، حالا که آن بالا ایستاده‌ای باز …
ادامه مطلب

شیشه خواره

شیشه خواره
خرناسه ی باد پیچید. خرده ریزه آجرهای پای دیوار به اطراف پخش هستند و باد از جای خالیشان زوزه می کشد. زمین حیاط پوشیده است از چوب و برگ چنار از کمر شکسته. دروازه قرمز هم از جا کنده شده و تنها، ماشین های پشت چهارچوب حایل ورود غریبه ها هستند. لیوان را بلند کرد و جرعه ای از لبه اش برداشت. باد پنجره ها را تکاند. لیوان را از …
ادامه مطلب
سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش